آیدینآیدین، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره

پسر شیطون وبلا آیدین ناز و ناقلا

شادی هفت ماهگی

سلام پسر گلم آیدین خوشگلم .خداروشکر که خوبی ببخشید که چندروزی نتونستم برات بنویسم آخه سرعت اینترنت خیلی پایین بود و مامانی هم که یکم بیحال  بود نمیتونست رو صندلی  بشینه . عزیز دلم این روزا که نزدیک میشه به اتمام هفت ماهگیت مامان جونینا رسم دارن شیرینی بدن  من و بابایی هم رفتیم شکلات آیدین خریدیم و بسته بندی کردیم  و برای همه بردیم البته کم اومد و دوباره صبح بابایی رفت و خرید تا عصری با هم تقسیم کنیم .تو هم ذوق میکردی و با حرکاتت شادی تو اعلام میکردی البته شکمو کوچولوی ما شایدم به نوعی اعتراض میکردی و دوست داشتی همه شکلاتا مال خودت باشه آخه شیرینک ما تو عاشق شیرینی و شکلاتی.فدای شیرینیهات  عکساشو گرفتیم برات میذار...
8 ارديبهشت 1390

دوستت داریم

  سلام دردونه ی مهربون. خوبی گلم؟الهی فدات بشم.خداروشکر دیروز با بابایی رفتیم یه کمی برات خریدکردیم .سرویس بهداشتیتو چندتا عروسکو تاب و پستونک.وای مامانی نمیدونی چقدر بیتاب شدیم برای اومدنت و داریم لحظه شماری میکنیم.ماهای آخر خیلی دیر میگذره گلم .دلم پرزده برای دیدنت به آغوش کشیدنت.شیرینی داشتنتو با هیچ چیز تو دنیا عوض نمیکنم . بابایی هم عاشقانه دوستت داره ونمیدونی دیروز با چه عشقی برات خرید میکرد. خیلی عزیزی و بی صبرانه منتظرتیم.   ...
4 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

  سلام عزیزدلم.خوبی نانازم؟حتما خوبی.امیدوارم همیشه خوب باشی عزیزکم امروز با بابایی کلی در مورد  پزشک و بیمارستانی که قراره تو به سلامتی به دنیا بیایی صحبت کردیم. و از خیلی ها پرسو جو کردیم. با دل کوچولوت از خدا بخواه که همه چیز به خیر و خوشی انجام بشه . خودت که میدونی  چقدر نگرانتم کوچولوی نازم وبابایی هم همینطور و میخواد همه چیز خوب خوب باشه.اما همیشه این مسئله مارو آروم میکنه که هیچ اتفاقی نمی افته مگر به خواست الهی .ما  هرکاری از دستمون بربیاد میکنیم و همه چیزوبه خدای مهربون میسپاریم . دوستت داریم عزیزنازنین ...
1 ارديبهشت 1390

پس از وقفه ای چندروزه

  سلام عزیزدلمون .امیدواریم که مثل همیشه سرحال و شاداب باشی ببخشید که چندروزی برات ننوشتیم. آخه من (مامانی)چندروز حالم بد بود و مجبور شدم بیمارستان بستری بشم. خیلی نگرانت بودم اما خداروشکر که بهتر شدم و خانم دکتر هم گفت که حال تو هم خوب خوبه بابایی این چندروز خیلی زحمت کشیده البته نه فقط این چندروز توی کل زندگی مشترکمون و مخصوصا توی بارداری با من مهربون بوده و خیلی زحمت کشیده. منم دوسش دارم .هردوتونو  عاشقانه دوست دارم ...
31 فروردين 1390