آیدینآیدین، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

پسر شیطون وبلا آیدین ناز و ناقلا

تو وصله جون منی منم فقط تورو دارم

  عزیز دلم همه منتظر اومدنتن . و برای  تولدت لحظه شماری میکنن .من بابایی. مامان جون . باباجون .مادرجون. عمو و داییها و خلاصه همه . طاقتمون سراومده و فدات بشم که هنوز نیومده اینقدر عزیزی .باباجون که فقط کارش شده به تغذیه من برسه  اخه دوست داره نوه عزیزش سرحال و تپلی باشه و لپاشم سرخ باشه.راستی این روزا مامان جون (مامان بابایی)کمردرد داره براش دعا کن با دل کوچولو و پاکت .کلی برات سرویس خواب دوخته که خیلی نازن . رنگاشم شادن راستی عکس سیسمونیهاتو میذارم تو وبلاگت . امیدوارم وسایلی که خریدیم رو دوست دا داشته باشی گلم.
21 فروردين 1390

بدون عنوان

    عزیز دلم سلام امیدوارم مثل همیشه خوب باشی دیشب تا صبح تکون میخوردی اما حالا خیلی کم تکوناتو احساس میکنم فکر   میکنم ساعت خوابت برعکس ساعت خواب ماست. . اما امیدوارم ساعت خوابت با ما تنظیم بشه .اخه وقتی بیداری من عذاب وجدان میگیرم که خوابیدم .   قربونت برم کوچولوی من که شدی همه زندگیم ...
21 فروردين 1390

بدون عنوان

  اخه وقتی که شیرینی کمتر میخورم اعتصاب میکنی و خیلی کمتر تکون میخوری الهی فدات شم اما مامانی به خاطر خودت رعایت میکنه  تا یه وقت سلامتت به خطر نیفته گلم .البته بابایی هواتوداره و تقلب(گز و شیرینی)میرسونه  و میگه انقدر تو رژیم زیاده روی نکن.وقتی تکون نمیخوری میگه آیدین حتی حال نداره  مثل همیشه دستاشو بمکه  وای انقدر حالم گرفته میشه که نگو .اما مامانی همش به خاطر خودته .قربون پسر نازم برم که همه زندگیم شده ...
21 فروردين 1390

بدون عنوان

  سلام گل نازم.خوبی عزیزکم.؟ شنبه رفته بودم برای چکاب  ویزیت شدم .خانم دکتر به خاطر اضافه وزن مامانی کلی هشدار دادو دعوا کرد  .آخه ۹ کیلو وزن اضافه کردم  آخه مامانی این مدت فالوده و گز خیلی زیاد خورده اما خوب چیکار کنم قبل از اینکه تو بیای تو دلم اصلا شیرینیجات دوست نداشتم اماالان   عاشق گز و باسلوق و خرما وشکلات و. . . وای دلم آب افتاد اما شیطون مامان معلومه که تو    هم عاشق شیرینی هستی ها شیرین مامان ...
21 فروردين 1390